جستجو
     
 
 
 
   
زمامداران > مصعب بن زبیر 2687
نسخه چاپی ارسال برای دیگران نظرات شما  
   
   
 

از افراد مشهور صدر اسلام، حاکم بصره و قاتل مختار ثقفی!
پدرش: زبیر بن عوام، پسرعمه پیامبر اکرم (ص) و از سران فتنه در جنگ جمل در زمان علی علیه السلام.
برادرش: عبدالله بن زبیر، اولین حاکم «آل زبیر»، که حکومت حجاز داشت.
مصعب، از نوجوانی در دستگاه حکومتی برادرش عبدالله، که بر حجاز (مکه) حاکم بود، رشد کرد و در کنار او روزگارش را می گذراند و در وقایعی که برای خلافت، پیش می آمد، شاهد بود. تا زمانی که از طرف برادر، فرماندار و والی بصره شد.
از مهمترین حوادث زندگی مصعب، رویارویی او با مختار ثقفی

می باشد. در زمان قیام «مختار»، اغلب قاتلان حادثه کربلا، به بصره فرار کرده و مخصوصا اشراف و بزرگان کوفه در همان راستا، به بصره رفته و به مصعب، پناهنده شدند و مصعب از آنها استقبال و حمایت کرد، تا جایی که پس از مدتی آن شهر، پایگاه دشمنان خدا و جانیان شد. او با پشتیبانی آنها (اشراف و سران کوفه) و برادرش عبدالله بن زبیر، توانست بر عراق (بصره و کوفه)، مسلط شود و آنها را به زیر نفوذ خود درآورد و به جنگ مختار برود.

نبرد مصعب با مختار
چند سال بعد از حادثه کربلا و شهادت حضرت حسین بن علی (ع) یعنی سال 66 هـ.ق مختار ثقفی قیام کرد و به خونخواهی آنحضرت و یارانش برخاست. در این قیام «ابراهیم فرزند مالک اشتر»، از قبیله مذحج، فرمانده سپاه مختار و عده بسیاری از قبیله «همدان»، مختار را همراهی کردند و گروه کثیری از «موالی» (و ایرانیانی که در کوفه از سالهای قبل بودند) همراه او شدند و علیه نیروهای «ابن زیاد» و سپاه شام، جنگیدند و در این جنگ عبیدالله بن زیاد فرمانده سپاه شام و «حصین بن نمیر» و عده زیادی از بزرگانشان به هلاکت رسیدند و مختار و یارانش پیروز شده و بر کوفه و عراق مسلط شد و با این پیروزی توانست، قاتلان امام (ع) و کربلا را تحت تعقیب قرار داده و آنها را به شدیدترین وجهی به سزای اعمالشان برساند، او خانه هاشان را خراب و اموالشان را می گرفت و به یکی از ایرانیانی که در خدمتش بود، می بخشید.
در چنین موقعیتی اکثر اشراف و بزرگان کوفه به بصره فرار کرده و به «مصعب بن زبیر» پناهنده شدند. این فراریان کوفه، که به نقل تاریخ حدود 10000 نفر می باشند در بصره جمع شده بودند و «مصعب» را تحریک و وادارش کردند تا در مقابل مختار، بپا خاسته و او را سرکوب کند و کوفه را از تحت سلطه زبیری ها درآورد. در بین این فراریها، محمد بن اشعث از قاتلان امام حسین (ع) بود که به عنوان یکی از فرماندهان زبیر، مصعب را دائما تحریم می کرد، و با تبلیغ مردم را از حمایت مختار باز می داشت.
از طرفی، «ابراهیم اشتر» که قبلا از والیان مختار در موصل بود و آنجا حاکمیت داشت، آنروز دیگر حاضر به بازگشت به کوفه برای پشتیبانی مختار نشد، هرچند که مختار تلاش کرد تا مردم کوفه را بسیج و در مقابل زبیری ها قد علم کند، اما زبیری ها خواستار آن بودند که نیروهای مختار ثقفی با «عبدالله بن زبیر» برادر مصعب به عنوان «امیرالمؤمنین» بیعت نمایند. اما یاران مختار هم می گفتند شما باید با مختار بیعت نموده و خلافت را به «آل رسول»، واگذارید. لذا درگیری شد و مصعب همراه بیشتر مردم بصره به رویارویی سپاه مختار آمد و دو گروه با هم جنگیدند و این درگیری و جنگ به نفع مصعب و لشگریانش شد و عده ای از یاران مختار فرار و عده زیادی کشته شدند و مختار و سپاهش به کوفه عقب نشینی کردند. مصعب او را تعقیب کرد و زمانیکه مختار در قصر حکومتی مخفی شد، مصعب او را محاصره نمود و بالاخره بعد از مدتی زد و خورد از دو طرف و درگیری سرانجام مختار در جنگ توسط 2 برادر از یاران مصعب کشته شد. آنها آنقدر بر او شمشیر زدند تا بر زمین افتاد و سرش را بریدند و نزد مصعب برده و 30000 درهم جایزه گرفتند، به سال 67 هـ.ق این واقعه رخ داد.

نگاهی به برخی جنایات او (مصعب)
1- در مورد او نقل شده که دائما در پی قتل شیعیان بوده است. (ص 576 تاریخ خلفا به نقل «انساب الاشراف»)
2- مصعب دو همسر مختار به نام های ام ثابت و عمره را احضار کرد و گفت تا از مختار بیزاری جویند. ام ثابت، اینکار را کرد ولی عمره که دختر نعمان بن بشیر انصاری بود، از آن خودداری کرد، مصعب او را به زندان انداخت و به برادرش «عبدالله» نامه نوشت که این زن بر این باور است که مختار پیغمبر است لذا به فرمان عبدالله، مصعب دستور داد تا او را به محله جبانه کوفه بردند و گردنش را زدند.
مصعب پس از مختار در قصر کوفه ماند و کارگزاران خود را به هر شهر و دیاری فرستاد و تمام عراق را تحت نفوذ آورد. نسبت به مسائل نژادی، تعصبات عربی زیادی داشت و به خصوص، نسبت به ایرانیان آنهم بیشتر به دلیل اینکه آنها مختار را همراهی کرده بودند بدبین بود. و همینکه اشراف و زبیری ها بر شهر مسلط شدند، دستور داد که «موالی» (موالی ایرانی و غیرایرانی بودند که از یک طرف خاطره خوشی از زمان حضرت علی (ع) و رفتار انسانی و اسلامی آنحضرت داشتند و از طرف دیگر، فشار بنی امیه و اشراف را مدت چهل سال تحمل کرده و لذا دنبال فرصتی بودند تا بتوانند موقعیت خود را در جامعه عوض کرده و از ذلت و خواری رها شوند.) را بکشند و گفت: کفر آنها ظاهر گشته تکبرشان زیاد و شکرشان (خضوع آنها در برابر اعراب) کم شده است. بنا بر اقوال مورخین، این افراد که 6000 نفر از یاران مختار بود که تسلیم او نشدند و از او امان خواستند، اما او دستور داد که همگی را گردن زده و آنها را به قتل رساندند. گفته شده که دو هزار نفر از این تعداد، عرب و چهارهزار نفر ایرانی بودند.
3- سال 68 هـ ق که «عبدالملک بن مروان» برای فتح عراق، عازم آن سرزمین شد تا بتواند آنجا را تصرف کند و حکومت آل زبیر را براندازد به جنگ مصعب آمد ولی شکست خورد و به شام بازگشت. بعد از این جریان، مصعب که حاکم عراق بود، مروانی های شهر بصره را مجبور کرد تا زنهایشان را طلاق دهند، اموالشان را گرفت و خانه هایشان را خراب نمود. (تاریخ خلفا ص 575 به نقل «الفتوح»)

حکمرانی عبدالملک و شکست مصعب:
سال 72 هـ.ق، عبدالملک (حاکم شام) چون دید که کار «عبدالله بن زبیر» و زبیریان، استوار و بیشتر سرزمین شرق اسلامی و عراق و حجاز تحت قدرت و نفوذ آنهاست با مشورت اطرافیان و بزرگان قوم، تصمیم گرفت به طرف آنها رفته و عراق را قتح کند، لذا با لشگری بزرگ حرکت و به سمت عراق روانه شد. مصعب نیز پس از اطلاع از موضوع، لشگریانش را آماده و برای مقابله با عبدالملک رفتند و در محلی در نزدیکی بغداد بر کناره غربی رود دجله (دیر حانات)، روبرو شدند. لشگر مصعب از عظمت سپاه عبدالملک، سست شده و وحشت کردند عبدالملک طی نامه ای توسط برادرش محمد، سران و بزرگان سپاه مصعب، مانند ابراهیم اشتر را که بعد از مختار، در کنار مصعب مانده بود، به اطاعت و تسلیم و وعده صله و جایزه فرمان داد، اما آنها نپذیرفتند، جنگی در گرفت و دو سپاه رو در روی یکدیگر شدند عده ای از یاران مصعب، شبانه فرار کرده و به عبدالملک پیوستند، و عده ای از هر دو طرف روی برگرداندند و بعضی از وفاداران مصعب که پیشاپیش آنها، ابراهیم بود، پایداری کردند تا اینکه ابراهیم کشته شد و این مسئله، خود ضعف عجیبی بر مصعب، غالب کرد. مصعب در آن حال، تن به مرگ داد و همراه خواص خود پیاده جنگیدند تا آنجا که عده ای فرار کرده و عده ای کشته شدند و مصعب نیز به هلاکت رسید. مدت حکومت او بر عراق 8 سال بود.

سرانجام خباثت و جنایت مصعب
«عبدالله بن ظبیان» قاتل مصعب بود که از پشت سر به او حمله کرد و قبل از اینکه او متوجه شود با شمشیرش به او زد و سپس از اسب پیاده شد و سر او را که بر زمین افتاده بود از بدنش جدا کرد و بعد نزد عبدالملک برد.
عبدالملک با دیدن سر مصعب، اندوهگین شد و گفت: دیگر کجا قریش می تواند کسی چون او پرورش دهد. دوست داشتم صلح را می پذیرفت و من اموالم را با او قسمت می کردم.
قتل او روز پنجشنبه 15 جمادی الاول سال 72 هـ ق و به نقلی 71 هـ .ق بود.
شاعری در این زمینه چنین گفته است (اخبار الطوال، ص 356)
کشته شدن مردی که در «دیر جاثلیق» کشته شد، خواری و زبونی را برای دو شهر کوفه و بصره به ارمغان آورد.
به نقل تاریخ، مصعب تا آخرین لحظات مقاومت کرد و در واپسین ساعات از «عروة بن مغیره» سیره حسین بن علی علیه السلام را به هنگام شهادت پرسید. او گفت که حسین (ع) حکم «ابن زیاد» را نپذیرفت و مقاومت و شکیبایی کرد و تسلیم او نشد.
مصعب با تازیانه به اسب خود زد و گفت: آن پیشگامان بنی هاشم در کربلا پایداری کردند و برای همه آزادگان سنت پایداری و مقاومت را هدیه نمودند.

 
 
 
کاربر گرامی، این بخش اختصاص دارد به نظر شما درباره موضوع مطرح شده، در صورتی که نیاز به سئوال یا بحث و گفتگو در رابطه با موضوع مربوطه را دارید، از طریق سایت کاربران
(my.tahoor.com) اقدام نمایید.
 
باسلام.به نظرمن مصعب ودرراسشان برادرش عبدالله کسانی بودندکه به تزویرودورویی خودرادربین مردم جازده بودندوآنهاحتی ازآل امیه هم لعین ترند.

پنجشنبه 07 آذر
امیر
 
درود بر مختار

سه شنبه 08 مرداد
سینا
 
در جواب اقاي حميد: مصعب اگر خوب بودبعد از شهات امير مختار انهمه انسان بي دفاع را خون نميکشيد وبه قاتلين امام حسين مظلوم (جان و زندگيم فدايش)پناه نميدادهمان امام حسيني که فرزندفاطمه. وعلي بود همان حسيني که بر شانه هاي رسول الله سوار ميشد همان حسيني که رسول الله بر گلويش بوسه ميزد.اينها همه دليل است که مصعب ومصعبيان ملعونند ملعونند ملعونند...خداوند لعنت کند کساني راکه با باخاندان فاطمه وعلي دشمني کردند ودر پايان خدا رحمت کند کساني که با حسين ابن علي دوستي ميکنند

دوشنبه 07 اسفند
احسان
 
مختار باید بعد از گرفتن انتقام قاتلین امام وقبل از جنگ با بنی زبیر حکومت را به بنی هاشم واگذار میکرد تا حمایت کامل شیعیان را بدست اورد در مورد مصعب وال زبیر میتوان گفت که انها هم مانند بنی امیه تشنه قدرت وحکومت بودند

يكشنبه 24 دي
morteza
 
به نظر نمی رسد مصعب آدم درست و حسابی بوده باشد.خد ازش نگذرد.

جمعه 22 دي
امیر
 
دوستان اولاً سعی کنید در مورد هیچ موضوعی تعصب نداشته باشید که باعث میشه واقعیات رو نبینید و غیره منطقی باشید دوماً به موضوع از همه زوایا و از تمام نقطه نظرات نگاه کنید تا درست قضاوت کنید به هرحال طبق آنچه که من تا حالا در مورد مختار و آل زبیر تحقیق کردم و چیزهایی که به ما گفته اند مختار بسیار انسان بزرگی بوده و دنبال اسلام واقعی بوده و آل زبیر مردم ریاکار و فاسقی بوده اند که اگر نبوده اند چرا به قاتلین حسین غریب پناه داده و حتی با آنها همدست شده و بسیاری از مسلمانان بی گناه را به خاک و خون گشیده اند؟! ولی ما کی هستیم فکر کنیم و بعد درمورد مردم نظر بدیم.

جمعه 22 دي
مرتضی
 
مصعب درتاریخ باکشتار وحشیانه اش درمقابله با مختار روی تمام نامردان را سفید کرد

پنجشنبه 21 دي
امیرشرافتی
 
به هر حال میرسیم به اونجایی که کو فیان پیمان شکن بودند و اگر مختار را لحظه آخر یاری میکردند شاید فلسفه قیام طوری دیگر ورق میخورد

يكشنبه 17 دي
معتمدی از ساری
 
پسر8ساله ام بادیدن فیلم مختار روزی نیست که لعنت بر ال زبیر سرنده

شنبه 16 دي
mehdi
 
خداوند لعنت کند مصعب و برادر ملعونش عبدالله را که مختار منتقم خون امام مظلومان حسین را با لب تشنه به شهادت رساندند لعنت خدا بر مصعب بن زبیر و عبدالله بن زبیر

پنجشنبه 14 دي
میثم
 
صحبت از وقایع تاریخی مذهبی نیاز به تحقیق بیشتر دارد

شنبه 09 دي
الهه
 
مصعب انسانی پست و مکار که در زمان خودش حیله گر و مکار وبود و امام حسین ع جانم به فدایش باد خون را برای احیای حق و و نابودی ستمگرانی چون مصعب فدا کرد.

چهارشنبه 06 دي
فرزاد
 
خدا لعنت کندال زبیر راتا قیام قیامت

سه شنبه 05 دي
حمید
 
مصعب بزرگ اسلام است خداوند جنت فردوس را نصیب اش گرداند. ولی متاسفم از اینکه شما شیعیان کوردل راه اسلام را گم کرده ئید و دنبال پیروی عبالله بن سبا را می کنید و همیشه بر بزرگان اسلام توهین کردید.

سه شنبه 05 دي
سیدنورالامین
 
متاسفانه در طول تاریخ اسلام هر قیامی که رخ داد و تا حدی پیروز شد البته بجز واقعه کربلا که یک درس بزرگ برای ما شیعه ها ومردم آزاده جهان است قیامهای مانند قیام مختار بعلت ضعف ایمان و خواسته های دنیوی بعضی از یاران متاسفانه بشکست انجامید .برای ما شیعه ها افرادی مثل مختار با عث افتخار و احترام هستند .

سه شنبه 05 دي
احمدرضازارع
 
امیرمختار مایه ی فخر شیعه

يكشنبه 03 دي
 
مصعب لکه ی ننگی بود بر دامن اسلام که همواره موجب آزار و اذیت شیعیان بود و یکی از پاکان و بهترین های شیعه را به شهادت رساند خدا نیامرزدش

پنجشنبه 23 آذر
محمدصادقی
 
به نظرم ابراهیم مالک اشتر کار اشتباهی کرد و شهادت با مختار رو با همکاری با زبیریان فروخت ا

سه شنبه 21 آذر
امین
 
لعنت خدابرآل زبیر وخاندانش که یکی از دشمنترین دشمنان اسلا م بودند-مختار اولین بارکه مصعب رادید خون وکشتاررا درچشمانش دیدهمه آل زبیر ریاکار بودن درظاهر طرفدار امام حسین بودن امادر باطن به قاتلهای امام حسین(ع)پناه داده بودن لعنت خدابرآنها تاروز قیامت

يكشنبه 12 آذر
ارمغان
 
مرگ مختار به واسطه ال زبیر جای حزن واندوه وتاسف دارد خدا لعنت کند قوم ظالم را

شنبه 11 آذر
صرت الله غزائی یان
 
هر كس با آل علي (ع) در افتاد ور افتاد .

پنجشنبه 09 آذر
بهرام
 
به نظرم مطالعه تاریخ سراسر درس است پرسش این است اگر خود مادر آن زمان بودیم واقعا چه کار می کردیم ؟وچگونه واقعیت را می فهمیدیم .

چهارشنبه 08 آذر
حسین -خوراسگان
 
جهل و عدم بصیرت همیشه باعث انحراف از صراط مستقیم انسان میگردد.

سه شنبه 07 آذر
رضا دانش
 
هر که در تاریخ باخاندان اهل بیت دشمنی کرد به جهل ونادانی دچار وتوسط سامریهای زمان رسول الله گمراه شده ودر دوزخ جاودانه خواهد بود حال از ال ابوسفیان تا ال سعود وال خلیفه که پسمانده همان حیوانات هستند و دشمن امام زمان غریب ما هستند در این زمان پس همه باید برای ظهور دعا کنیم وازصمیم قلب بگوییم:لبیک یا مهدی(ع)

سه شنبه 07 آذر
 
به نظر بنده شکست مختار می تواند به دلایل ذیل باشد: -فرماندهی جنگ اهورا رابرخلاف انتظار به دست بن شمیت فرستاد که نسبت به کیان از تدبیر کمتری برخوردار بود هر چند نظز اول مختار این چنین نبود اما اشتباهی بزرگ بود -بایستی زودتر در جنگ اهورا شرکت می کرد -نیروی تیر انداز در سپاهش وجود نداشت -به اشعث امان نمی داد وزودتر بایستی اورا می کشت -با ابن حر به نرمی رفتار می کرد -

سه شنبه 07 آذر
محمد علی ولی پور ولامدهی
 
خیلی دوست دارم که جواب اون دوستم که پرسیده چرا ابراهیم با مختار نماند را بدم ممنون میشم اگه این پیام را قرار بدین ابراهیم مالک اشتر بعد از پیروزی بر نیروهای ابن مرجانه فرماندار موصل شد یا به نقل از تاریخ در اونجا با سپاهش اردو زد لازم به ذکر که اکثریت نیرو های مختار همراه ابراهیم بودن یعنی قدرت اصلی را به جنگ ابن مرجانه فرستاد خلاصه بعد از پیروزی اونجا بود که مختار با شنیدن حمله مصعب به ابراهیم نامه نوشت و به ابراهیم دستور داد که به جنگ با مصئب برود البته این خط جاری نظر شخصی منه که ابراهیم مغرور شده بود و خود را نسبت به مختار اعلمتر میدانست بعد از پیروزی خلاصه ابراهیم نیامد البته در اخرین روز های مقاومت مختار نامه ای از ایشان به ابراهیم نوشت و ابراهیم تصمیم به کمک گرفت ولی دیر شده بود و قیام در هم شکست لازم به ذکره هم مصئب و هم مروان در ابتدای کار برای ابراهیم نامه ی همکاری نوشتن و ابراهیم تن به بیعت با مصئب داد در مورد قتل 6000 نفر بد نیست بدانید که درسته مصئب شیئه ها را دوست نداشت و اذیت میکرد و یا میکشت ولی اون 6000 نفر را بخاطر مقاومتشان در برابرش کشتند و اگر نه ابراهیم ابن مالک اشتر هم از یاران مختار بود و هم شیعه ولی تنها تفاوتی که داشت این بود که در مقابل مصئب مقاومت نکرد واما بنعمت ربک فحدث

شنبه 15 بهمن
تنها
 
به نظر من مطالعات شما در مورد عبدالله ابن زبیر اصلا کافی نیست شما در اخر مطلب نکته ای ذکر کردین که این نکنه خود فریب طرفداران بنی زبیر است جماعت بنی زبیر به هیچ عنوان با اینکه در حضور پیغمبر و امام علی بودن ولی محضر ایشان را درک نکردند

شنبه 15 بهمن
تنها
 
اقامجید تعصب زیادشماباعث کوریتان شده وقتی دهن باز میکنید بهش فکرکنید که دارید چی میگید

شنبه 12 آذر
معصومه
 
الزبير رياكارترين حاكمان با سوئ استفاده از احسسات ديني مردم بودند

يكشنبه 06 آذر
رزاق هاشم زاده
 
سوال داشتم که چرا ابراهیم ابن مالک اشتر با آل زبیر ماند.و چرا مانند مختار قیام نکرد

شنبه 28 آبان
سید مطهر
 
جالبه با این همه خباثت خودشون به مظلومیت امام حسین(ع) و یارانش اعتراف میکردند.

چهارشنبه 19 مرداد
امیرحسین
 
مصعب انسانی دقل بازوشراب خوربودهیچ بویی ازانسانیت نبرده بود حتی به شعارامام حسن عمل نکردامام فرموده اندگردین نداری لااقل آزاده باش امام حسین درقلب شیعه جایدارددرحالی شیعیان مصعب رابعنوان سگ درخانه شان قبولندارند

شنبه 08 مرداد
مجیدشک
 
از يك طرف تخريب مي كنيد واز يك طرف تعريف

شنبه 08 مرداد
 
مصعب کجا امام حسین(ع)کجا

جمعه 31 تير
mehran
   
 
 
 
منابع:
1- اخبار الطوال
2- معارف و معاریف
3- تاریخ خلفا جعفریان ج 2
4- لهوف سیدبن طاووس
5- فرهنگ عاشورا
 
 
  زمامداران
 
 
آتاترک (مصطفی کمال پاشا)
 
ابراهیم امام
 
ابراهیم شکله
 
ابرهه
 
ابوابراهیم اسماعیل بن احمد سامانی
 
ابوالحسن سیمجور
 
ابوالحسن نصر سامانی
 
ابوالعباس سفاح
 
ابوالفضل بلعمی
 
ابوبکر
 
ابوعلی بلعمی
 
ابوعلی سیمجور (مظفرالدوله)
 
اردشیر بابکان
 
الغ بیگ بن شاهرخ
 
امیرابراهیم سیمجور
 
ادامه عناوین ...
 
 
کلیه حقوق متعلق است به موسسه فرهنگی جام طهور
طهور قرآن | دایره المعارف طهور | کتابخانه طهور | پادکست طهور | اعلام | کتاب شناسی | سایت ٥ روز  
  صفحه اصلی | درباره ما | ارتباط با ما | مبانی اعلام  
  انبیاء | 14 معصوم | فقها و اصولین | فلاسفه | مورخین | محدثین | مفسرین | عرفا | ادبا و شعرا | زمامداری | دیگر دانشمندان | دیگر شخصیت ها
کتاب شناسی | متکلمین | فرقه ها و مکاتب فکری | اقوام، قبایل و طوایف | مکان ها | حوادث تاریخی